عز الدين حسينى زنجانى

48

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

گفته شود : طبيعة الحمد يختص للذات الجامع للكمالات ؛ طبيعت حمد مخصوص ذات جامع كمالات است . از آن جهت كه ستايش ؛ غير ذات اقدس الهى فراوان است ، چگونه مىتوان گفت برگشت تمام حمدها به حق متعال است ؟ اين موضوع را مىتوان به چند وجه بيان نمود : 1 . كسى كه يك چيز را خواه نيكى آن اختيارى باشد و خواه غيراختيارى ، ستايش كند ، در حقيقت ، ستايشِ كمال كرده است . نه ستايش كمال محدود آن چيز بلكه خود كمال است . زيرا كمال محدود ، معناى نقصى و سلبى است و قابل ستايش نيست . مثلًا كمال گل ، از جهت رنگ‌آميزى و عطر دلاويز آن مىباشد ، نه از جهتى كه فاقد كمال ديگر رنگ‌ها و عطرها است . لذا اگر در عين اين كه واجد كمال همان رنگ است ، رنگ ديگرى را هم مىداشت مسلماً دايرهء ستايش بيشتر مىشد . مثلًا در صورت داشتن رنگ و عطر مخصوص در تعريف آن مىگفتيم : گل خوبى است . و حال كه واجد كمال بيشترى است ، مىگوييم : گل بسيار خوبى است . پس باطن همهء حمد و ستايش‌ها ، حمد و ستايش صرف الكمال ( نيكى و زيبايى محض ) مىباشد . در جاى ديگر چنين نوشته‌ام : ستايشگر ، به هنگام حمد ، فقط خود كمال را متذكر است نه كمالى كه آميخته به نقصان است . پس اگر فردى از مشاهدهء زيبايى گل به شگفت آيد ؛ اگر به باغ سرسبز خرمى وارد شود و يا به سرچشمهء كمال اتصال يابد حال او چگونه خواهد بود ؟ باده درد آلودمان مجنون كند * صاف اگر باشد ندانم چون كند ؟ از طلب خويش ، كس آگاه نيست * ورنه كه جويندهء اين راه نيست در طلب هر چه بسر مىبرى * آن طلب اوست اگر بنگرى 2 . آية الله خوئى در كتاب بيان « 1 » مىفرمايد : « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ » ؛ « 2 » بگو هر كسى عمل را بر طبق سرشت و نيت خود انجام مىدهد . به حكم اين آيه حسن و كمال فعل تابع حسن و كمال فاعل مىباشد . هر اندازه فاعل و انگيزهء فعل كامل‌تر باشد به همان

--> ( 1 ) . الخوئى ، البيان ، ص 458 . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 84 .